تبليغاتX
اينجا چراغی روشن است...

hamandishan86

هادی فیروزمندی

hamandishan86

http://hamandishan86.blogfa.com

اينجا چراغی روشن است...

اينجا چراغی روشن است...

اينجا چراغی روشن است...

یک ناگهان سبز !!!

اينجا چراغی روشن است...

-----هیهات من الذله-----

«و ما لكم لاتُقاتِلون فی سبيل الله و المستضعفينَ مِنَ الرجالِ و النساءِ و الوِلْدانِ الذين يقولون ربّنا اَخْرجْنا مِن هذه القَرْيَةِ الظالم ‍ِ اَهْلّها واجعل لنا مِن لَدُنْكَ وليّاً واجْعَلْ لنا من لَدُنْكَ نصيراً » (نساء/75)

« شما را چه شده است! كه در راه خدا به مقاتله برنمی‌خيزيد؟ در حاليكه مردان و زنان و كودكان بيچاره و مستضعف، ندا می دهند: پرودگارا! ما را از اين قريه‌ای كه اهلش ظالم است نجات ده! و برايمان از طرف خودت وليّی قرار ده و برايمان از طرف خودت ياری گری قرار ده!»

 

    سالهاست كه عصر عاشورا را چنان نفهميديم كه عاشورای عصر را به ما بفهماند! اينجا ملتی است كه شصت سال است سر راحت بر زمين نگذاشته است! اينجا ماههاست كه آب را بر روی حرم فرزندان پيغمبر اسلام بسته‌اند! اينجا پنج شبانه روز است كه سپاه ابرهه با اف 16 به كالسكه‌های نوزادان ما حمله می‌كند! با موشك به جنگ نوزدان نا آرميده در گهوارۀ ما می‌آيد!

    نفرين بر دموكراسی، نفرين بر حقوق بشر، نفرين بر شورای امنيت و سازمان ملل كه ‏رهاوردشان برای غزه جز به خون غلتيدن مردم نبوده است و هديه كريسمس و عيد سال نو مدعيان دموكراسی غرب برای غزه، خون و آتش است. ‏كودكان غزه اين روزها بايد در كنار جنازه غرق خون عزيزانشان شيون كنند و از غم ‏يتيمی ناخن بر صورت بخراشند و سالی را آغاز كنند، كه ارمغان خيانت و خباثت سران ‏كشورهايی است، كه فقط نامی از اسلام يدك می كشند. ‏

خدای را، چه بر امت پيامبر خاتم رفته است، كه پرپرشدن مظلوم ترين مردمان زمين را ‏می بيند و دم بر نمی آورد؟

    ‏غزه، كربلاست و در عاشورايی خونين به سر می برد و قربانی خشم يزيديان كاخ ‏سبز نشين عرب شده است. كجاست علی (ع) كه فرياد زند، كه اگر مسلمانی از اين ‏درد بميرد سزاست، كجاست ببيند كه امت اسلامی در خواب غفلت فرو رفته است و ‏يزيديان بر مردم حاكم شده اند، خون نابحق ريخته مردم غزه گريبان گير ملك عبدالله ‏ملعون و حسنی مبارك خبيث و سران عربی چون اينان است؛ سرانی كه يا از ترس سر در گريبان فرو برده اند و جز خور و خواب و سركردن در حرم سراهاي خويش كاري ‏ندارند و لكه ننگ امت اسلامي اند و يا دست در دست شيطان دارند و جام‌های خود ‏را به اسم اديان به هم می زنند، تا سلامتی هم را آرزو كنند، همان ها كه مايه ننگ و ‏ذلت مسلمين شده اند، جواز حمله به غزه را می دهند تا اين آخرين ندای عزت ‏طلبی مردم مسلمان فلسطين، حماس، را خفه و خوش رقصی كنند، برای شيطان بزرگ!

 

    ديگر برای قتال با اينان اسلام و عاشورا و حسين داشتن و حتی انسانیت هم لازم نيست، حيوانيت هم كافی است! ای سنگها با شمايیم! ای جمادات يخ زده با شمايیم! چرا نمی‌جنگيد؟

    ... آيا هنگام آن نرسيده است كه برای اسلام و مسلمين احساس خطر كنيم؟ آيا هنگام آن نرسيده است كه به واجب نهی از منكر و كلمةُ حقٍ عندَ امامٍ جائر عمل كنيم؟ (...) همه‌ی مجاهدان فلسطين و همه ی مؤمنان دنيای اسلام به هر نحو ممكن موظف به دفاع از زنان و كودكان و مردم بی‌دفاع غزه‌اند و هر كس در اين دفاع‌ مشروع و مقدس كشته شود شهيد است و اميد آن خواهد داشت كه در صف شهدای بدر و اُحد در محضر رسول‌الله صلی‌الله‌عليه‌وآله‌ محشور شود.

    بلاشك غزّه امروز صحنه آزمون ميزان پايبندی عملی ما، مدعيان دينداری، به اهداف و آرمان‌های انقلاب و اسلام است و هرگونه مصلحت‌انديشی، آن هم پس از فرمان ولی فقيه عزيزمان، نشانگر ضعف، عدم پايبندی عملی و عقب‌نشينی، نسبت به آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب و اسلام است. امروز، روز تشخيص منافق از مجاهد واقعی در راه اهداف انقلاب است و به حق، خداوند عملكرد امروزمان را ملاك ارزيابی مان قرارخواهد داد.

 

    امت اسلام بايد بيدار شود! مستضعفان دنيا بايد بيدار شوند! آنان كه با صدای اذان بيدار نمی‌شوند، بايد با صدای زوزۀ گرگها و غرش موشكها بيدار شوند. بيداری خون می خواهد، بيداری علی اصغر می‌خواهد، زينب كتك ‌خوده می‌خواهد، عاشورا می‌خواهد... و اينك باز خوانی عاشورا!، عاشورايی كه از پس شورايی مدرن برخاست، از پس سقيفۀ آناپليس،‌ از پس شورای دموكراسی خواهی!

‏    چراكه تا زمانی كه چنين شياطينی بر اين كشورها حاكمند، چه انتظاری از اجلاس سران ‏كنفرانس اسلامی و اتحاديه عرب كه خود حكم به خاك و خون تپيدن مظلومان غزه را ‏داده اند، است. امروز چشم اميد داشتن به اين بی غيرتان ملعون از آل سعود گرفته ‏تا شيخ نشين‌های خليج فارس و مصر و بزدلی چون ابومازن خنده آور است. امروز چشم اميد كودكان و مردم مظلوم غزه به شما، امت اسلام است...

 

    چرا پس از 20 سال كه مجلس، قانون حمايت از فلسطين را گذرانده است و ملزم به معرفی شركتهای حامی صهيونيست در ظرف ۶ ماه شده است، هنوز كاری نكرده‌ايم و بازار كشورمان را محصولات كثيف نستله، نوكيا، كوكاكولا، فانتا، اينتل و اسپيرات شركت خوشگوار مشهد الرضا پر كرده است؟ چگونه می خواهيم باور كنيم كه اسپانسر جشنوارۀ فيلم فجر ما شعبه‌ای از شركت صهيونيستی نسكافه باشد! چگونه می خواهيم باور كنيم، كه شير مادران فرزند مردۀ فلسطينی و لبنانی و عراقی را شركت نستله به مردم شيعه و عزادار رباب و علی اصغر بفروشد و با پولش خشاب صهيونستها را پر كند و تير سی شعبه در چلۀ حرمله‌های عاشورای عصر بگذارد! و بچه حزب اللهي‌های ما، داغ غزه را با نوكيا به هم پيامك زنند و تسليت گويند! مطابق اسناد و مداركی كه مركز اسناد انقلاب اسلامی ارائه نموده، شعبه‌های اصلی و اقماری اين شركتها در هر جای دنيا، حامی صهيونيستهايند، به ويژه كه از تک تک شركتهای مذكور از جمله خوشگوار مشهد و نستله ی ايران نام برده است.

    و حالا چگونه می توانی راحت سر ناهار و شامت فانتا بنوشی و عصرها كافی ميكس داغ نوش جان كنی و شير خشك نستله را با خيال راحت به فرزندت بدهی و وقتی چشمت به گوشی و كامپيوترت می افتد تنت نلرزد! و كودكان فلسطينی جلوی چشمانت رژه نروند!؟ خدا!!!

خدا!!!، چه بر امت پيامبر خاتم رفته است، كه پرپرشدن مظلوم ترين مردمان زمين را ‏می بيند و دم بر نمی آورد؟

 

    ننگ بر شريح قاضی كه دوباره طفلان مسلم و كربلای غزه را به دنيا و ملك ری و ملك مصر و عربستان و اردن می‌فروشد! ننگ بر طنطاوی، مفتی اعظم كثيف دانشگاه الأزهر مصر كه با شمر و شيمون پرز دست می‌دهد! مرگ بر ملك عبدالله كه با پرز دست می‌دهد! ننگ بر حسنی مبارك كه با وزير خارجۀ صهيونيزم دست می‌دهد! و وای بر ما اگر بعد از حجت رهبرمان همچنان سكوت كنيم و حتی با خريد اين كالاها، دست در دست شيطان بزرگ دهيم...

    و وای بر آنان كه هنوز به خاطر كمك به فلسطين و حمايت از مظلوم، بر ‏جمهوری اسلامی می تازند. دلی شق و حرمله صفت می خواهد كه طفلی غرق ‏به خون را ببيند، دلش نلرزد، اشكش جاری نشود، زشتی روشنفكرانه بگيرد و ‏مشكلات جهان اسلام را جدای از مردم مسلمان ايران بداند، كه مسلماً بويی از ‏مسلمانی نبرده است. ‏

    ‏... و درود بر دلير مردان و شيرزنان و كودكان پريشان و خونين غزه، و درود بر حماس كه ‏امروز پرچم هيات من الذله در دست آنان است و بدانند كه حامی آن ها خداوند است ‏و خوب بدانند كه جز خون و مقاومت، سلاحی نيست برای عزت طلبی، و گرنه چون ‏همان سرانی كه از هيبت جز شكم‌هايی برآمده و از مسلمانی جز نامی نصيبی ‏نبرده اند، بايد پشت ميز خفت و خواری به نام صلح خاورميانه بنشينند و برای خوش ‏خدمتی اربابان شيطانی دم تكان دهند، كه استخوانی ارزانی‌شان كنند و خدا می داند ‏عراق و افغانستان هم در همين آتش بی غيرتی اينان سوخته و می سوزند. ‏

    ‏و ما فرزندان خمينی كبير، چون هميشه تاريخ، آماده رزميم، با جباران و سفاكان عالم و ‏بدانند، آن ديوصفتان، كه جوانان انقلابی ايران آماده اند، تا با حضور در ‏غزه خواب آرام را از چشمان آنها بربايند و برای هميشه اسرائيل غاصب را از صحنه ‏روزگار محو و به كتاب‌های تاريخ بسپارند و بدانند كه چشمانشان بايد  كور شود كه بيانديشند، از اين پس می توانند در اين كشور محصولات خوش آب و رنگشان را، بفروشند... ما، سياه پوشان حسين، رفتن به زير شنی های تانك و بولدوزر را بر رفتن به زير بار ننگ و ذلت و استكبار و رفاه‌زدگی ترجيح می‌دهيم! امام ما به زير سم اسب رفتن را، بر زير بار ذلت رفتن ترجيح داد: هيهات من الذله!

 

    از مسئولان هم، واردكردن ضربه جدی اقتصادی به دشمن و بالا بردن هزينه‌های او، اعمال فشار به دشمن صهيونيستی و دفاع از ملّت مظلوم غزّه را – مطابق با حسب الامر ولايت فقيه حضرت آيت الله خامنه‌ای مبنی بر ادای وظيفه توسط مسئولان –  می خواهيم ... كه قرآن كريم هم بشارت داده:

" ألّذين أمَنوا و هاجَروا و جاهَدوا فی سبيل الله بأموالهم و أنفسهم أعظمُ درجهً عندالله و أُولئك هم الفائزون. يُبشّرُهم ربُّهم برحمتٍ منه و رضوانٍ و جنّاتٍ لهم فيها نعيمٌ مقيم" توبه/20 و 21

 

    ‏خدايا، به اشك چشم های يتيمان غزه و آه دل اين مظلومان، داد اين مردم را، كه از ‏يك سو از دشمن صهيونيست زخم بر دل و از سويی ديگر خنجر خيانت سران عرب ‏را بر پشت دارند، از اين ظالمان و جهان خواران بستان، كه چشم اميد همه آزادی ‏خواهان عالم بر توست، كه حسبنا الله و نعم الوكيل و نعم المولی و نعم ‏المصير.

 

پس بياييم، ما هم برای ظهور ولي و ياری گری از طرف خدا ، مثل مردم مظلوم غزه دست به آسمان برآوريم:

" الهی عظُمَ البلاء، و بَرِحَ الخَفاء، وانكشف الغِطاء، و انقطع الرجاء، و ضاقت الأرض و منعت السماء، و انت المستعان و اليك المشتكا، و عليك المعوّْلُ في الشّدّة و الرخاء، اللهم صل علی محمد و آل محمد، اولی الأمر الذين فرضت علينا طاعتهم، و عرّفتنا بذالك منزلتهم، ففرّج عنّا بحقهم فرجا قريبا كلمح البصر او هو اقرب، يا محمد يا علی، يا علی يا محمد! اكفيانی فإنكما كافيان، وانصُرانی فإنكما ناصران! يا مولانا يا صاحب الزمان! الغوث الغوث الغوث! ادركنی ادركنی ادركنی! الساعة الساعة الساعة! العجل العجل العجل! يا ارحم الراحمين بحق محمد و آله الطاهرين."

-----هيهات من الذله-----

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 16:59 توسط هادی فیروزمندی |
امتحان انشاى من...

دقيقا يادم نيست كه اين موضوع چه جور به ذهنم رسيد ولى خوب شد كه معلم موضوع انشاء را آزاد گذاشت، انگار او هم مى دانست كه غزه امروز آزاد نيست...غزه امروز در خون و آتش است.

دلم مى خواهد از كودكاني بنويسم كه شبها گرسنه سر به بالين مى گذارند و حتى مطمئن نيستند كه فردا طلوع آفتاب را نظاره گرند. آنان كه هر شام خامشانه به خود مى گويند "شايد اين شام، شام آخر ما باشد!"

 

***

 

بنى آدم اعضاى يكديگرند               كه در آفرينش ز يك گوهرند

چو عضوى به در آورد روزگار             دگر عضوها را نماند قرار

بنى آدم؟ آدم؟.... بنى آدم اعضاى يكديگرند؟!!.... سعدى راست مى گفت: بنى آدم اعضاى يكديگرند، اما كدام آدم!! آيا كشورهاى جهان و عرب كه در مقابل اين همه ظلم وستم به كودكان و مردم بى گناه فلسطين ساكت اند، واقعا آدم اند؟! نه، آدم نيستند. هم سعدى راست مى گفت و هم من. اصلش درباره ى چه صحبت ميكنم؟! يادم رفته بود كه روى عربها نمى شود حسابى كرد، بايد آنها را خط زد. آخر از سيب زمينى ها چه توقى مى توان داشت!

اصلا چه دارم مى گويم؟ يادم رفت كه موضوع چه بود. داشتم از موضوع دور مى شدم. راستى مى خواستم از چه بنويسم؟!! آهان...يادم آمد از كودكان غزه. همان كودكانى كه اين روزها به جاى آنكه مثل من و تو روى نيمكت هاى چوبى مدرسه شان مشغول امتحان دادن باشند و يا شب يلداشان را جشن بگيرند، به اين فكرند كه نكند موشك به خانه شان برخورد كند.

 

***

 

گفتم شب يلدا. فكر مى كنم هفته ى پيش بود كه شب يلدا بود و تمام اعضاى خانواده دور هم جمع شديم تا اين شب را جشن بگيريم... آخر ما ايرانى ها طولانى ترين شب سال را جشن مى گيريم... راستي شما هم يلدا داريد؟!... چه مي پرسم، شما كه هر شبتان شب يلداست!... از شب يلداي ما هم طولانى تر... اصلش از شب قدر هم طولانى تر...

شما هر شبتان شب يلداست. چون هر شب مجبوريد از دست هواپيماهاى اسرائيلى تا صبح بيدار بمانيد و شب زنده دارى كنيد... و ما چه بى خيال شب يلدايمان را جشن گرفتيم.

 

***

 

اخبار ديگرى به تو مى گويم

اخبار پاره هاى گل و سنگ

بر قلبهاى كوچك

بر گورهاى تنگ

از خانه هاى خونين

از قصه عروسك خون آلود

از انفجار مغز سرى كوچك

با بالشى كوچك كه مملو روياست

روياى كودكانه شيرين

آن شب كه در غبار

مردى به روى جوى خيابان خم بود

با چشم هاى سرخ و هراسان

دنبال دست ديگر خود مى گشت

باور كنيد... باوركنيد

من با دو چشم مات خود ديدم

كه كودكى ز ترس خطر تند مى دويد

اما سرى نداشت

لختى دگر به روى زمين غلتيد

و ساعتى دگر مردى خميده پشت و شتابان

سر را با ترك بند دوچرخه

سوى مزار كودك خود مى برد

چيزى درون سينه ى او كم بود

 

بيامرزدش. "قيصر" را مى گويم.چه زيبا گفت در وصف آنها...

پس بيا از اول كتاب كودكى مان را ورق بزنيم، به دنبال ريزعلى با مشعل از ريل هاى قطار بگذريم، اما يادت باشد كه ديگر تصميم هايمان را زير درخت جا نگذاريم و...

آشناى هميشه ديروز با خاطرات تو پير شده ايم و حال امروز كه كودكان غزه در خون و آتش اند، پس بيا يك بار هم كه شده تصميم بگيريم و فرياد برآوريم كه اى غزه:

محرم نزديك است... و ما از حسين و يارانش آموختيم كه چگونه بايد در مقابل ظلم ايستاد و جان در راه آزادى فدا كرد... و امروز پيام حسين در غزه مى پيچد.

گرچه من كه از تو مى نويسم و تمام همكلاسيهايم كه حالا روى نيمكتهاى چوبى شان با خيال راحت در حال نوشتن انشاى خود با هر موضوعى هستند، از تو دوريم، اما همه ى ما دلهايمان با شماست.

و بدانيد كه گرچه غزه تنها نوار باريكى از فلسطين است ولى امروز غزه تمام دنياست...

 

+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت 1:34 توسط هادی فیروزمندی |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا