تبليغاتX
اينجا چراغی روشن است...

hamandishan86

هادی فیروزمندی

hamandishan86

http://hamandishan86.blogfa.com

اينجا چراغی روشن است...

اينجا چراغی روشن است...

اينجا چراغی روشن است...

یک ناگهان سبز !!!

اينجا چراغی روشن است...

-----هیهات من الذله-----

«و ما لكم لاتُقاتِلون فی سبيل الله و المستضعفينَ مِنَ الرجالِ و النساءِ و الوِلْدانِ الذين يقولون ربّنا اَخْرجْنا مِن هذه القَرْيَةِ الظالم ‍ِ اَهْلّها واجعل لنا مِن لَدُنْكَ وليّاً واجْعَلْ لنا من لَدُنْكَ نصيراً » (نساء/75)

« شما را چه شده است! كه در راه خدا به مقاتله برنمی‌خيزيد؟ در حاليكه مردان و زنان و كودكان بيچاره و مستضعف، ندا می دهند: پرودگارا! ما را از اين قريه‌ای كه اهلش ظالم است نجات ده! و برايمان از طرف خودت وليّی قرار ده و برايمان از طرف خودت ياری گری قرار ده!»

 

    سالهاست كه عصر عاشورا را چنان نفهميديم كه عاشورای عصر را به ما بفهماند! اينجا ملتی است كه شصت سال است سر راحت بر زمين نگذاشته است! اينجا ماههاست كه آب را بر روی حرم فرزندان پيغمبر اسلام بسته‌اند! اينجا پنج شبانه روز است كه سپاه ابرهه با اف 16 به كالسكه‌های نوزادان ما حمله می‌كند! با موشك به جنگ نوزدان نا آرميده در گهوارۀ ما می‌آيد!

    نفرين بر دموكراسی، نفرين بر حقوق بشر، نفرين بر شورای امنيت و سازمان ملل كه ‏رهاوردشان برای غزه جز به خون غلتيدن مردم نبوده است و هديه كريسمس و عيد سال نو مدعيان دموكراسی غرب برای غزه، خون و آتش است. ‏كودكان غزه اين روزها بايد در كنار جنازه غرق خون عزيزانشان شيون كنند و از غم ‏يتيمی ناخن بر صورت بخراشند و سالی را آغاز كنند، كه ارمغان خيانت و خباثت سران ‏كشورهايی است، كه فقط نامی از اسلام يدك می كشند. ‏

خدای را، چه بر امت پيامبر خاتم رفته است، كه پرپرشدن مظلوم ترين مردمان زمين را ‏می بيند و دم بر نمی آورد؟

    ‏غزه، كربلاست و در عاشورايی خونين به سر می برد و قربانی خشم يزيديان كاخ ‏سبز نشين عرب شده است. كجاست علی (ع) كه فرياد زند، كه اگر مسلمانی از اين ‏درد بميرد سزاست، كجاست ببيند كه امت اسلامی در خواب غفلت فرو رفته است و ‏يزيديان بر مردم حاكم شده اند، خون نابحق ريخته مردم غزه گريبان گير ملك عبدالله ‏ملعون و حسنی مبارك خبيث و سران عربی چون اينان است؛ سرانی كه يا از ترس سر در گريبان فرو برده اند و جز خور و خواب و سركردن در حرم سراهاي خويش كاري ‏ندارند و لكه ننگ امت اسلامي اند و يا دست در دست شيطان دارند و جام‌های خود ‏را به اسم اديان به هم می زنند، تا سلامتی هم را آرزو كنند، همان ها كه مايه ننگ و ‏ذلت مسلمين شده اند، جواز حمله به غزه را می دهند تا اين آخرين ندای عزت ‏طلبی مردم مسلمان فلسطين، حماس، را خفه و خوش رقصی كنند، برای شيطان بزرگ!

 

    ديگر برای قتال با اينان اسلام و عاشورا و حسين داشتن و حتی انسانیت هم لازم نيست، حيوانيت هم كافی است! ای سنگها با شمايیم! ای جمادات يخ زده با شمايیم! چرا نمی‌جنگيد؟

    ... آيا هنگام آن نرسيده است كه برای اسلام و مسلمين احساس خطر كنيم؟ آيا هنگام آن نرسيده است كه به واجب نهی از منكر و كلمةُ حقٍ عندَ امامٍ جائر عمل كنيم؟ (...) همه‌ی مجاهدان فلسطين و همه ی مؤمنان دنيای اسلام به هر نحو ممكن موظف به دفاع از زنان و كودكان و مردم بی‌دفاع غزه‌اند و هر كس در اين دفاع‌ مشروع و مقدس كشته شود شهيد است و اميد آن خواهد داشت كه در صف شهدای بدر و اُحد در محضر رسول‌الله صلی‌الله‌عليه‌وآله‌ محشور شود.

    بلاشك غزّه امروز صحنه آزمون ميزان پايبندی عملی ما، مدعيان دينداری، به اهداف و آرمان‌های انقلاب و اسلام است و هرگونه مصلحت‌انديشی، آن هم پس از فرمان ولی فقيه عزيزمان، نشانگر ضعف، عدم پايبندی عملی و عقب‌نشينی، نسبت به آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب و اسلام است. امروز، روز تشخيص منافق از مجاهد واقعی در راه اهداف انقلاب است و به حق، خداوند عملكرد امروزمان را ملاك ارزيابی مان قرارخواهد داد.

 

    امت اسلام بايد بيدار شود! مستضعفان دنيا بايد بيدار شوند! آنان كه با صدای اذان بيدار نمی‌شوند، بايد با صدای زوزۀ گرگها و غرش موشكها بيدار شوند. بيداری خون می خواهد، بيداری علی اصغر می‌خواهد، زينب كتك ‌خوده می‌خواهد، عاشورا می‌خواهد... و اينك باز خوانی عاشورا!، عاشورايی كه از پس شورايی مدرن برخاست، از پس سقيفۀ آناپليس،‌ از پس شورای دموكراسی خواهی!

‏    چراكه تا زمانی كه چنين شياطينی بر اين كشورها حاكمند، چه انتظاری از اجلاس سران ‏كنفرانس اسلامی و اتحاديه عرب كه خود حكم به خاك و خون تپيدن مظلومان غزه را ‏داده اند، است. امروز چشم اميد داشتن به اين بی غيرتان ملعون از آل سعود گرفته ‏تا شيخ نشين‌های خليج فارس و مصر و بزدلی چون ابومازن خنده آور است. امروز چشم اميد كودكان و مردم مظلوم غزه به شما، امت اسلام است...

 

    چرا پس از 20 سال كه مجلس، قانون حمايت از فلسطين را گذرانده است و ملزم به معرفی شركتهای حامی صهيونيست در ظرف ۶ ماه شده است، هنوز كاری نكرده‌ايم و بازار كشورمان را محصولات كثيف نستله، نوكيا، كوكاكولا، فانتا، اينتل و اسپيرات شركت خوشگوار مشهد الرضا پر كرده است؟ چگونه می خواهيم باور كنيم كه اسپانسر جشنوارۀ فيلم فجر ما شعبه‌ای از شركت صهيونيستی نسكافه باشد! چگونه می خواهيم باور كنيم، كه شير مادران فرزند مردۀ فلسطينی و لبنانی و عراقی را شركت نستله به مردم شيعه و عزادار رباب و علی اصغر بفروشد و با پولش خشاب صهيونستها را پر كند و تير سی شعبه در چلۀ حرمله‌های عاشورای عصر بگذارد! و بچه حزب اللهي‌های ما، داغ غزه را با نوكيا به هم پيامك زنند و تسليت گويند! مطابق اسناد و مداركی كه مركز اسناد انقلاب اسلامی ارائه نموده، شعبه‌های اصلی و اقماری اين شركتها در هر جای دنيا، حامی صهيونيستهايند، به ويژه كه از تک تک شركتهای مذكور از جمله خوشگوار مشهد و نستله ی ايران نام برده است.

    و حالا چگونه می توانی راحت سر ناهار و شامت فانتا بنوشی و عصرها كافی ميكس داغ نوش جان كنی و شير خشك نستله را با خيال راحت به فرزندت بدهی و وقتی چشمت به گوشی و كامپيوترت می افتد تنت نلرزد! و كودكان فلسطينی جلوی چشمانت رژه نروند!؟ خدا!!!

خدا!!!، چه بر امت پيامبر خاتم رفته است، كه پرپرشدن مظلوم ترين مردمان زمين را ‏می بيند و دم بر نمی آورد؟

 

    ننگ بر شريح قاضی كه دوباره طفلان مسلم و كربلای غزه را به دنيا و ملك ری و ملك مصر و عربستان و اردن می‌فروشد! ننگ بر طنطاوی، مفتی اعظم كثيف دانشگاه الأزهر مصر كه با شمر و شيمون پرز دست می‌دهد! مرگ بر ملك عبدالله كه با پرز دست می‌دهد! ننگ بر حسنی مبارك كه با وزير خارجۀ صهيونيزم دست می‌دهد! و وای بر ما اگر بعد از حجت رهبرمان همچنان سكوت كنيم و حتی با خريد اين كالاها، دست در دست شيطان بزرگ دهيم...

    و وای بر آنان كه هنوز به خاطر كمك به فلسطين و حمايت از مظلوم، بر ‏جمهوری اسلامی می تازند. دلی شق و حرمله صفت می خواهد كه طفلی غرق ‏به خون را ببيند، دلش نلرزد، اشكش جاری نشود، زشتی روشنفكرانه بگيرد و ‏مشكلات جهان اسلام را جدای از مردم مسلمان ايران بداند، كه مسلماً بويی از ‏مسلمانی نبرده است. ‏

    ‏... و درود بر دلير مردان و شيرزنان و كودكان پريشان و خونين غزه، و درود بر حماس كه ‏امروز پرچم هيات من الذله در دست آنان است و بدانند كه حامی آن ها خداوند است ‏و خوب بدانند كه جز خون و مقاومت، سلاحی نيست برای عزت طلبی، و گرنه چون ‏همان سرانی كه از هيبت جز شكم‌هايی برآمده و از مسلمانی جز نامی نصيبی ‏نبرده اند، بايد پشت ميز خفت و خواری به نام صلح خاورميانه بنشينند و برای خوش ‏خدمتی اربابان شيطانی دم تكان دهند، كه استخوانی ارزانی‌شان كنند و خدا می داند ‏عراق و افغانستان هم در همين آتش بی غيرتی اينان سوخته و می سوزند. ‏

    ‏و ما فرزندان خمينی كبير، چون هميشه تاريخ، آماده رزميم، با جباران و سفاكان عالم و ‏بدانند، آن ديوصفتان، كه جوانان انقلابی ايران آماده اند، تا با حضور در ‏غزه خواب آرام را از چشمان آنها بربايند و برای هميشه اسرائيل غاصب را از صحنه ‏روزگار محو و به كتاب‌های تاريخ بسپارند و بدانند كه چشمانشان بايد  كور شود كه بيانديشند، از اين پس می توانند در اين كشور محصولات خوش آب و رنگشان را، بفروشند... ما، سياه پوشان حسين، رفتن به زير شنی های تانك و بولدوزر را بر رفتن به زير بار ننگ و ذلت و استكبار و رفاه‌زدگی ترجيح می‌دهيم! امام ما به زير سم اسب رفتن را، بر زير بار ذلت رفتن ترجيح داد: هيهات من الذله!

 

    از مسئولان هم، واردكردن ضربه جدی اقتصادی به دشمن و بالا بردن هزينه‌های او، اعمال فشار به دشمن صهيونيستی و دفاع از ملّت مظلوم غزّه را – مطابق با حسب الامر ولايت فقيه حضرت آيت الله خامنه‌ای مبنی بر ادای وظيفه توسط مسئولان –  می خواهيم ... كه قرآن كريم هم بشارت داده:

" ألّذين أمَنوا و هاجَروا و جاهَدوا فی سبيل الله بأموالهم و أنفسهم أعظمُ درجهً عندالله و أُولئك هم الفائزون. يُبشّرُهم ربُّهم برحمتٍ منه و رضوانٍ و جنّاتٍ لهم فيها نعيمٌ مقيم" توبه/20 و 21

 

    ‏خدايا، به اشك چشم های يتيمان غزه و آه دل اين مظلومان، داد اين مردم را، كه از ‏يك سو از دشمن صهيونيست زخم بر دل و از سويی ديگر خنجر خيانت سران عرب ‏را بر پشت دارند، از اين ظالمان و جهان خواران بستان، كه چشم اميد همه آزادی ‏خواهان عالم بر توست، كه حسبنا الله و نعم الوكيل و نعم المولی و نعم ‏المصير.

 

پس بياييم، ما هم برای ظهور ولي و ياری گری از طرف خدا ، مثل مردم مظلوم غزه دست به آسمان برآوريم:

" الهی عظُمَ البلاء، و بَرِحَ الخَفاء، وانكشف الغِطاء، و انقطع الرجاء، و ضاقت الأرض و منعت السماء، و انت المستعان و اليك المشتكا، و عليك المعوّْلُ في الشّدّة و الرخاء، اللهم صل علی محمد و آل محمد، اولی الأمر الذين فرضت علينا طاعتهم، و عرّفتنا بذالك منزلتهم، ففرّج عنّا بحقهم فرجا قريبا كلمح البصر او هو اقرب، يا محمد يا علی، يا علی يا محمد! اكفيانی فإنكما كافيان، وانصُرانی فإنكما ناصران! يا مولانا يا صاحب الزمان! الغوث الغوث الغوث! ادركنی ادركنی ادركنی! الساعة الساعة الساعة! العجل العجل العجل! يا ارحم الراحمين بحق محمد و آله الطاهرين."

-----هيهات من الذله-----

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 16:59 توسط هادی فیروزمندی |
امتحان انشاى من...

دقيقا يادم نيست كه اين موضوع چه جور به ذهنم رسيد ولى خوب شد كه معلم موضوع انشاء را آزاد گذاشت، انگار او هم مى دانست كه غزه امروز آزاد نيست...غزه امروز در خون و آتش است.

دلم مى خواهد از كودكاني بنويسم كه شبها گرسنه سر به بالين مى گذارند و حتى مطمئن نيستند كه فردا طلوع آفتاب را نظاره گرند. آنان كه هر شام خامشانه به خود مى گويند "شايد اين شام، شام آخر ما باشد!"

 

***

 

بنى آدم اعضاى يكديگرند               كه در آفرينش ز يك گوهرند

چو عضوى به در آورد روزگار             دگر عضوها را نماند قرار

بنى آدم؟ آدم؟.... بنى آدم اعضاى يكديگرند؟!!.... سعدى راست مى گفت: بنى آدم اعضاى يكديگرند، اما كدام آدم!! آيا كشورهاى جهان و عرب كه در مقابل اين همه ظلم وستم به كودكان و مردم بى گناه فلسطين ساكت اند، واقعا آدم اند؟! نه، آدم نيستند. هم سعدى راست مى گفت و هم من. اصلش درباره ى چه صحبت ميكنم؟! يادم رفته بود كه روى عربها نمى شود حسابى كرد، بايد آنها را خط زد. آخر از سيب زمينى ها چه توقى مى توان داشت!

اصلا چه دارم مى گويم؟ يادم رفت كه موضوع چه بود. داشتم از موضوع دور مى شدم. راستى مى خواستم از چه بنويسم؟!! آهان...يادم آمد از كودكان غزه. همان كودكانى كه اين روزها به جاى آنكه مثل من و تو روى نيمكت هاى چوبى مدرسه شان مشغول امتحان دادن باشند و يا شب يلداشان را جشن بگيرند، به اين فكرند كه نكند موشك به خانه شان برخورد كند.

 

***

 

گفتم شب يلدا. فكر مى كنم هفته ى پيش بود كه شب يلدا بود و تمام اعضاى خانواده دور هم جمع شديم تا اين شب را جشن بگيريم... آخر ما ايرانى ها طولانى ترين شب سال را جشن مى گيريم... راستي شما هم يلدا داريد؟!... چه مي پرسم، شما كه هر شبتان شب يلداست!... از شب يلداي ما هم طولانى تر... اصلش از شب قدر هم طولانى تر...

شما هر شبتان شب يلداست. چون هر شب مجبوريد از دست هواپيماهاى اسرائيلى تا صبح بيدار بمانيد و شب زنده دارى كنيد... و ما چه بى خيال شب يلدايمان را جشن گرفتيم.

 

***

 

اخبار ديگرى به تو مى گويم

اخبار پاره هاى گل و سنگ

بر قلبهاى كوچك

بر گورهاى تنگ

از خانه هاى خونين

از قصه عروسك خون آلود

از انفجار مغز سرى كوچك

با بالشى كوچك كه مملو روياست

روياى كودكانه شيرين

آن شب كه در غبار

مردى به روى جوى خيابان خم بود

با چشم هاى سرخ و هراسان

دنبال دست ديگر خود مى گشت

باور كنيد... باوركنيد

من با دو چشم مات خود ديدم

كه كودكى ز ترس خطر تند مى دويد

اما سرى نداشت

لختى دگر به روى زمين غلتيد

و ساعتى دگر مردى خميده پشت و شتابان

سر را با ترك بند دوچرخه

سوى مزار كودك خود مى برد

چيزى درون سينه ى او كم بود

 

بيامرزدش. "قيصر" را مى گويم.چه زيبا گفت در وصف آنها...

پس بيا از اول كتاب كودكى مان را ورق بزنيم، به دنبال ريزعلى با مشعل از ريل هاى قطار بگذريم، اما يادت باشد كه ديگر تصميم هايمان را زير درخت جا نگذاريم و...

آشناى هميشه ديروز با خاطرات تو پير شده ايم و حال امروز كه كودكان غزه در خون و آتش اند، پس بيا يك بار هم كه شده تصميم بگيريم و فرياد برآوريم كه اى غزه:

محرم نزديك است... و ما از حسين و يارانش آموختيم كه چگونه بايد در مقابل ظلم ايستاد و جان در راه آزادى فدا كرد... و امروز پيام حسين در غزه مى پيچد.

گرچه من كه از تو مى نويسم و تمام همكلاسيهايم كه حالا روى نيمكتهاى چوبى شان با خيال راحت در حال نوشتن انشاى خود با هر موضوعى هستند، از تو دوريم، اما همه ى ما دلهايمان با شماست.

و بدانيد كه گرچه غزه تنها نوار باريكى از فلسطين است ولى امروز غزه تمام دنياست...

 

+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت 1:34 توسط هادی فیروزمندی |
گفته ها درباره ی نا گفته ها!!

روزنامه دوم خردادی صدای عدالت آنقدر در تخريب رئيس جمهور و دولت نهم اشتياق و عجله نشان می دهد كه روز گذشته و در اقدامی منحصر به فرد در تاريخ رسانه های جهان خواب نما شده و از محتوای مصاحبه انجام نشده دكتر احمدی نژاد هم به شدت انتقاد كرد!!
عليرغم آنكه مصاحبه تلويزيونی يكشنبه شب رئيس جمهور لغو گرديد روزنامه صدای عدالت سرمقاله روز دوشنبه خود را به انتقاد از مواضع رئيس جمهور در اين مصاحبه! اختصاص داد و نوشت: «محمود احمدی نژاد رئيس جمهوری اسلامی ايران، ديشب از طريق رسانه ملی با بينندگان و شنوندگان گفت وگو كرد(!) ... موضوع سخنان آقای رئيس جمهور درباره تحولات اقتصادی مورد نظر ايشان و بحث تغييرات كابينه است(!)».
روزنامه دوم خردادی صدای عدالت سپس به انتقاد از محتوای مصاحبه انجام نشده رئيس جمهور پرداخت! و چنين نوشت: «آقای احمدی نژاد! چرا به جای تكيه بر مكانيزم كارشناسی و علمی به دنبال حل يك شبه مشكلات و استفاده از سيستم بخشنامه ای برای حل آن هستيد؟(!)»
اين گاف روزنامه دوم خردادی صدای عدالت در يادداشت و مقاله عليه اصولگرايان، پيشاپيش و حتی قبل از اعلام مواضع آنان مطالب تخريبی خود را از آستين بيرون می كشند!
همچنين روزنامه اصلاح طلب مردمسالاری هم ديروز به نقد سخنان ناگفته رئيس جمهور در مورد تورم پرداخت! اين روزنامه در گزارش تيتر اول روزنامه روز گذشته خود نوشت: «محمود احمدی نژاد شب گذشته چند بار درباره گرانی توضيحات مبسوطی داد و مردم را به آينده ای روشن اميد داد.»
بدشانسی مردمسالاری زمانی آشكارتر می شود كه توجه كنيم پيش از اين هم اين روزنامه های دست چندم سخنانی را از پيش خود به اين و آن نسبت داده و سپس به اتخاذ مواضع شداد درباره آن مشغول شده بودند.
نكته جالب توجه اين است كه مدير مسئول اين روزنامه پس از مدت ها تلاش بالاخره به مجلس راه يافته و حالا بايد ديد عادت اول حرف زدن و بعد فكر كردن را در صحن پارلمان هم ادامه خواهد داد يا نه؟!!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 14:40 توسط هادی فیروزمندی |
یاد و خاطره ات گرامی باد....

پدرم با شستن آشپزخانه يا حوض حياط به ما ياد مي داد که بايد در خانه کار کرد و يا چگونه حوض را شست.حياط منزلمان را به قدری پاکيزه می شست که ما از اين همه حوصله و دقت او شگفت زده می شديم.می گفت کار نبايد با بی حوصلگی انجام گيرد. کوچکترين مسائل خانواده را جدی می گرفت و به امور خانه بی نهايت توجه داشت.حتی در خانه جلساتی می گذاشت که محتوای آن جلسات شامل کليه مباحث خانوادگی و مذهبی بود.

ايشان عاشق جلسه بودند و شيفته مشورت و نظر خواهی،اهل تنوع و مزاح و به موقع هم بسيار جدی بود.جلسات خانوادگی ما اغلب با نماز و گاهی با دعا شروع می شد ما در همين جا به امامت خود ايشان نماز جماعت خانوادگی را اقامه مي کرديم و سپس جلسات را آغاز می نمودند. راجع به مزاح و شوخی هايش يک بار ايشان به عيادت يکی از بيماران در حال مرگ می رود اکثر کسانی که آنجا بودند يا غصه می خوردند يا روحيه او را خراب می کردند،پدرم بر خلاف بقيه هر چه جوک و لطيفه داشت براي آن بيمار تعريف نمود به حدی که خود بيمار می گفت يکي از روزهای خوب زندگی من همان روز بود.

آخرين خاطره ای که از ايشان دارم مربوط می شود به شب شهادتش آن شب حال عجيبی داشت چون از مسافرت آمده بود.زيارت حرم مطهر امام رضا(ع)و عيادت مادر گرانقدرش در مشهد،زيارت مشهد شهيدان شلمچه همه و همه روحيه ای تازه به او بخشيده بود اصلا انگار آماده بود.فردا شبش که ديگر ايشان شهيد شده بود بری من شب بسيار سخت و مصيبت باری بود.تازه به عظمت او فکر می کردم که در نبودش چه کنم.برای همين بود که در روز تشييع جنازه وقتی خودم را روی پای آقا انداختم می خواستم تمام عقده هايم را خالی کنم چون او را از پدرم بيشتر دوست داشتم و باور بفرماييد از آن لحظه به بعد آرامش وصف ناپذيری پيدا کردم.به قول پدرم حال و روحم تغيير کرد و احساس خوبی به من دست داد.الان که فکر می کنم می بينم او بسيار ولايت طلب بود و هميشه هم به من سفارش می کرد مطيع محض ولايت باشم.

                                                     خاطره ای از مهدی،فرزند شهيد صياد شيرازی    

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 13:30 توسط هادی فیروزمندی |
ستون طنز _1
                                             نخود سیاهگفت: چه خبر؟!
گفتم: يادت هست كه يكی از افراطيون مدعی اصلاحات به زندان افتاده بود و هنگامی كه متوجه شد دوستانش ديگر درباره او چيزی در روزنامه هايشان نمی نويسند آنها را تهديد كرد كه اگر درباره من مطلب ننويسيد، حرفهای ناگفته ام را می گويم.
گفت: آره يادم هست و بعد از آن تهديد بود كه مدعيان اصلاحات دوباره از او درروزنامه هايشان ياد كردند و ضمنا برای راحت شدن از شر او توصيه كردند كه اعتصاب غذا كند شايد... بله، اما او پس از مدتی اعتصاب غذا را شكست و آزاد شد.گفتم: بعد از آزادی وی از زندان همان مدعيان اصلاحات به وی پيشنهاد كردند به خارج از كشور برود و حالا كه ديگر برای رسانه های بيگانه هم تاريخ مصرفش تمام شده دوباره از آنجا تهديد كرده كه افشاگری ميكند.
گفت: اين مدعيان اصلاحات هم عجب بدشانسی آورده اند هر كاری می كنند از شر او خلاص نمی شوند.
گفتم: يارو را فرستاده بودن دنبال نخود سياه كه از شرش راحت شوند ولی يارو نخود سياه را پيدا كرد.
این متن به کمک یکی از دوستان عزیز تهیه شده است...

  
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:40 توسط هادی فیروزمندی |
اعلام همدردی دانشجویان دانشگاه صنعتی بابل با مردم مظلوم فلسطین

به دنبال کشتار بی رحمانه مردم مظلوم فلسطین توسط اسرائیل غاصب، صبح دیروز ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ ،تظاهراتی همراه با صدور قطعنامه در حمایت از مردم مظلوم فلسطین توسط دانشجویان و اساتید و کارکنان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل برگزار گردید.

در این مراسم که جناب آقای پروفسور نجف پور ریاست دانشگاه صنعتی بابل و معاونین محترم شان حضور داشتند،حجة السلام والمسلمین حسینی نماینده محترم ولی فقیه در دانشگاه ضمن تشریح جنایت های رژیم صهیونیستی از حاضران خواست که در مقام یک مسلمان نباید بی تفاوت بود.مراسم مذکور با قرائت قطعنامه و امضای طومار توسط دانشجویان و شعارهای مرگ برآمریکا،مرگ بر اسرائیل و مرگ بر انگلیس خاتمه یافت.

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 15:0 توسط هادی فیروزمندی |
سنتوری چرا لو رفت؟!
                      

فاجعه قاچاق «سنتوری» آخرين ساخته داريوش مهرجويی همچنان نقل محافل است و واكنش تند سينماگران را در پی دارد. روز گذشته سری به سایت اعتماد ملی زدم متوجه شدم ايده‌ای در گروه «ادب و هنر» اعتماد ملی شكل گرفت مبنی بر اينكه هركس طی روزهای اخير سی‌دی يا DVD «سنتوری» را به شكل غيرقانونی خريداری كرده،مبلغی به حسابی مشترک واريز كند.اين حساب مشترك به نام «داريوش مهرجويی و فرامرز فرازمند» و از اين قرار است:

 0116407795 (بانك تجارت شعبه چهارراه پارك كد 032)

منبع:اعتماد ملی، ۲۸ بهمن ۱۳۸۶

 

اما به راستی این نسخه از كجا آمده است؟ نسخه‌ای كه هم با نسخه اكران شده در جشنواره متفاوت است،هم با نسخه‌ای كه قرار بوده به نمايش عمومی درآيد.نسخه‌ای كه كامل است،هم صحنه ورود علی بلورچی را به مجلس روضه مادرش به‌ طور كامل دارد، هم صحنه‌ای را كه در آن خانه هيچ مدادی پيدا نمی‌شود.هم ترانه‌های چاووشی را با صدای خودش دارد،هم آن ترانه‌هايی را كه در ايام جشنواره به دليل مصادف شدن با ماه محرم حذف شده بودند و اينك همراه فيلم است.هم صحنه‌ها بدون برش‌هايی است كه در جشنواره از سوی مهرجويی به عنوان تدوين متفاوت اعلا‌م شد.ضمن اینکه با زیرنویس انگلیسی است شاید قرار بود با زیر نویس اکران شود.ما چه می دانیم؟!تازه نسخه قاچاق سنتوری كيفيت بالا‌یی دارد صاف مثل آينه است،صدای آن نيز شفاف پخش می‌شود.

آيا اين همان فيلمی است كه در جشنواره فيلمكس توكيو مورد تحسين مردم و داوران قرار گرفته،يا همان نسخه‌ای است كه در لس‌آنجلس به نمايش درآمده؟

 

اما قضیه از کجا آب می خورد؟ رفتار ناشايست رادان در مراسم اعطاء جوايز جشنواره فجر و درج گزارش هايی از اين فيلم در برخی نشريات مبنی بر وجود برخی صحنه های موهن در فيلم،موجب شد صفار هرندی پيش از اكران فيلم شخصاً نسبت به بازبينی آن اقدام كند.پس از اين بازبينيی و بررسی بيشتر در وزارتخانه،اكران فيلم منوط به حذف صحنه هايی از فيلم گرديد.اين درخواست از سوي وزارت ارشاد دقيقاً همزمان با پخش فيلم انتقاد برانگيز «نقاب» بود (مرداد ماه سال جاری) كه اكران «سنتوری» با همان وضعيت می توانست حجم انتقادات را به مراتب افزايش دهد.

عوامل فيلم در عين حال كه حذف صحنه هايی از اين فيلم را نپذيرفتند،شروع به تبليغات گسترده رسانه ای برای اكران فيلم كرده و رايزنی هايی را نيز با وزارت ارشاد آغاز كردند.که نتیجه پلمپ شدن این فیلم بود.

همزمان با پلمپ اين فيلم،صداوسيما در اقدامی عجيب،اقدام به پخش و بازخوانی برخی آثار مهرجويی كرد كه با تذكر رئيس سازمان صداوسیما،اين روند ادامه نيافت.

 

متعاقباً تهيه كننده و كارگردان فيلم درخواست اكران خارجی فيلم را ارائه دادند كه اين درخواست نيز مورد موافقت قرار نگرفت اما عوامل فيلم آن را با زيرنويس انگليسی بدون داشتن پروانه ی اکران خارجی در چند جشنواره و محفل سينمايی در امريكا و انگليس به نمايش گذاشتند.

پس از اكران خارجی فيلم، توزيع آن در شبكه قاچاق نيز آغاز شد و عوامل فيلم با اعلام شماره حساب از مردم خواستند كمكهای خود را به اين شماره واريز كنند.از سوی ديگر رئيس اتحاديه تهيه كنندگان سينمای ايران هم در ادعايی عجيب اين پازل را تكميل كرد و ادعای خسارت 5 ميليارد تومانی به تهيه كنندگان سنتوری را مطرح نمود.

 

اما اظهارات وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره نقش احتمالی عوامل فيلم در قاچاق آن برای دست اندركاران آن سنگين تمام شد و آنرا رد کردند و البته طبق روال گذشته عوامل فيلم، علاقه ای به ارائه توضيح درباره بهره برداری های جانبی،حدود 150 ميليون تومان كمك دولتی، اكران خارجی و مبالغ واريزی به شماره حساب اعلام شده از خود نشان ندادند.

 

اتهام ارتباط احتمالی عوامل فيلم با شبكه توزيع قاچاق در حالی مطرح شد كه خبر دستگيری فردی به نام «حجت- ف» به عنوان سردسته تكثير قاچاق سنتوری نيز منتشر شد.اين خبر اما با واكنش جالب «فرازمند»،تهيه كننده اين فيلم همراه شد.«فراز فرازمند» بلافاصله پس از انتشار اين خبر در گفتگو با يكی از خبرگزاری ها اعلام كرد: «حجت- ف را نه می شناسم و نه نسبتی با او دارم».

 

وی در حالی كه برای نشان دادن دقت خود در نگهداری فيلم از جابجايی آن با گاوصندوق سخن می گفت و با بيان اينكه نسخه ای از آن در دفتر جشنواره فجر بوده است،تلويحاً وزارت ارشاد را به دست داشتن در قاچاق فيلم متهم می كرد، توضيح نداد چرا دقيقاً همان نسخه ای كه با زيرنويس انگليسی در خارج اكران شده بود،در شبكه قاچاق فيلم دست به دست می شود؟

در هر صورت نمی‌دانيم كه سی دی اين فيلم چرا يك سال پس از اكران در جشنواره و هفت ماه پس از زمانی كه قرار بود به نمايش عمومی درآيد،درست پس از جشنواره فيلم فجر به بازار آمده است؟ آيا بايد فكر كنيم كه رابطه‌ای ميان اين زمان‌هاست؟

 

در همین باره بخوانید:

این نسخه قاچاق سنتوری از کجا آمده؟

 نامه علیرضا داودنژاد درباره قاچاق سی دی سنتوری

 کشف هزاروچهارصد سی دی قاچاق فیلم سنتوری

 در یک سال بر فیلم سنتوری چه گذشت؟

 كاش سنتورى اكران مى شد.

 سنتورى از ساخت تا قاچاق (دور جديد جنجال برای اكران سنتورى)

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 16:54 توسط هادی فیروزمندی |
شیطنت انتخاباتی در مراسم اختتامیه ی تئاتر فجر

دیشب درحال مشاهده مراسم اختتاميه تئاتر دهه فجر که به صورت مستقيم از تلويزيون و راديو پخش می شد بودم،که ناگهان مشاهده کردم برگزاركنندگان مراسم اقدام به اجرای سرود «همراه شو عزيز» كردند كه اين سرود، شعار انتخاباتی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان است.

 
در روزهای اخير، سرود "همراه شو عزيز" توسط چند تن از خوانندگان تهيه و درنشست‌های انتخاباتی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان اجرا شده است.


اولين بيانيه انتخاباتی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در حالی با شعار انتخاباتی همراه شو عزيز صادر شد كه ستاد ائتلاف مردمی اصلاح طلبان با صدور اطلاعيه‌ای اعلام كرد پيش از اين جبهه ائتلاف مردمی اصلاحات شعار انتخاباتی خود را بر اساس اين شعر انتخاب و در مصاحبه‌ها و اطلاعيه‌هايی خود رسما آن را اعلام كرده بود.


امیدواریم مسئولان اجرایی پاسخی برای این عمل خود داشته باشند. 

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 10:45 توسط هادی فیروزمندی |
از استعفا تا برکناری محترمانه

در حاليکه برخی سايتهای اينترنتی مرتبط با مديران راديو جوان از استعفای قريب الوقوع مدير اين راديو یعنی آقای گیل آبادی خبر می دهند،گویا اين استعفا صوری بوده و نوعی برکناری محترمانه است.

 

بر طبق شواهد به گوش رسیده، شهرام گیل آبادی مدیر رادیو جوان که در دو سال اخیر فعالیتهای بحث برانگیز سیاسی و فرهنگی حوزه تحت مديريت او، اعتراضات شدیدی از جمله انتقاد مراجع عظام تقلید را دامن زده بود، مجبور به استعفا شده است.

 

گفته می شود موج اعتراضات به برنامه های غیراخلاقی این شبکه رادیویی و همچنین انبوه انتقادات از فعالیتهای ضد ارزشی و حتی اقدامات علیه امنیت ملی در این شبکه رادیویی سرانجام مسولین ارشد سازمان صداوسيما را بر آن داشته تا نسبت به تغيير مدير ارشد اين راديو اقدام کنند.

اما نمی توان از بعضی برنامه های خوب این رادیو نیز غافل شد.ضمن آنکه حسن خجسته معاون صدای جمهوری اسلامی ایران همواره از گيل آبادی حمایت کرده و در حال حاضر نیز ممکن است بر ابقای او در این سمت تلاش کند.

 

در هر صورت طی دو سال گذشته، روزنامه های دوم خردادی و حتی رسانه های موضع دار در قبال جمهوری اسلامی، مانند بی بی سی و رادیو زمانه همواره از رويکرد کلی راديو جوان پشتيبانی رسانه ای کرده اند که مشخصا نمی تواند جالب باشد و پیش بینی می شود اين تغيير مديريتی که فرصت های رسانه ای اپوزوسیون داخل و خارج را کاهش خواهد داد، طبیعتاً موجب اعتراض آنها گردد.

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 3:38 توسط هادی فیروزمندی |
سالگرد فتوای تاریخی امام راحل درباره ی قتل رشدی

25 بهمن ماه 19 سال قبل، امام خمینی در پیامی تاریخی که خواب را از چشم نویسنده کتاب آیات شیطانی و حامیان وی گرفت، به قتل سلمان رشدی فتوا دادند و تأکید کردند هرکس در این راه کشته شود، شهید است.

در اطلاعیه ای هم که 4 روز بعد از فتوای امام(ره) از سوی دفتر رهبر کبیر انقلاب منتشر شد، ادعای برخی رسانه های بیگانه مبنی بر اینکه در صورت توبه کردن سلمان رشدی، حکم امام درباره وی ملغی می گردد، تکذیب شد.

در ادامه متن کامل فتوای امام راحل (ره) و اطلاعیه دفتر رهبری آمده است:

 

حكم اعدام و قتل سلمان رشدی، به مسلمانان جهان

 

منبع:(جلد 21 - صفحه 263) حكم

 

زمان: 25 بهمن 1367 / 7 رجب 1409

 

مكان: تهران، جماران

 

موضوع: فتوای قتل سلمان رشدی، نويسنده كتاب كفرآميز آيات شيطانی

 

مخاطب: مسلمانان جهان

 

بسمه تعالی

 

انا لله و انا اليه راجعون

 

به اطلاع مسلمانان غيور سراسر جهان می‌رسانم مولف كتاب " آيات شيطانی " كه عليه اسلام و پيامبر و قرآن، تنظيم و چاپ و منتشر شده است، همچنين ناشرين مطلع از محتوای آن، محكوم به اعدام می‌باشند. از مسلمانان غيور می‌خواهم تا در هر نقطه كه آنان را يافتند، سريعا آنها را اعدام نمايند تا ديگر كسی جرات نكند به مقدسات مسلمين توهين نمايد و هر كس در اين راه كشته شود، شهيد است ان شاء الله. ضمنا اگر كسی دسترسی به مولف كتاب دارد ولی خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفی نمايد تا به جزای اعمالش برسد. و السلام عليكم و رحمه الله و بركاته.

 

اطلاعيه دفتر امام "وجوب قتل سلمان رشدی و عدم امكان توبه"

 

منبع:(جلد 21 - صفحه 268) اطلاعيه

 

زمان: 29 بهمن 1367 / 11 رجب 1409

 

مكان: تهران، جماران

 

موضوع: اطلاعيه دفتر امام خمينی در مورد وجوب قتل سلمان رشدی، و تكذيب شايعات

 

مخاطب: ملت مسلمان ايران و مسلمانان جهان

 

بسمه تعالی

 

رسانه‌های گروهي استعماری خارجی به دروغ به مسوولين نظام جمهوری اسلامی نسبت می‌دهند كه اگر نويسنده كتاب آيات شيطانی توبه كند حكم اعدام درباره او لغو می‌گردد. امام خمينی - مد ظله - فرمودند:

اين موضوع صددرصد تكذيب می‌گردد. سلمان رشدی اگر توبه كند و زاهد زمان هم گردد، بر هر مسلمان واجب است با جان و مال تمامی هم خود را به كار گيرد تا او را به درك واصل گرداند.

 

حضرت امام اضافه كردند:اگر غير مسلمانی از مكان او مطلع گردد و قدرت اين را داشته باشد تا سريع‌تر از مسلمانان او را اعدام كند، بر مسلمانان واجب است آنچه را كه در قبال اين عمل می‌خواهد به عنوان جايزه و يا مزد عمل به او بپردازد.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 15:16 توسط هادی فیروزمندی |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا